تبليغاتX
عشق ِممنوع


عشق ِممنوع

اهای تو که به خوابی عمیق و سرد رفتی

تو قلب ها سبز ماندی اگرچه زرد رفتی

کنار خاطراتم با تو همیشه خنده اس

طرحی که از تو دارم شبیه یک  پرنده اس

شب و روز پیش منی تو هنوز پیش منی

تو هنوز تو سفره ی دل درویش منی....

نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 17 توسط نازلی| |

چند روزه که دلم میگه عاشق تو شدم دیگه

فقط می ترسم که بگی خسته شدم از تو دیگه

حس می کنم که این روزا بد جوری عاشقت شدم

نه عادته نه یک هوس برام شدی مثل نفس

من تو بهشتم و تو فرشتمی تو مال منی و تو گل منی

اگه دنیارم بدن به جای تو فقط تویی که تو سرنوشتمی

دنیا رو گشتم تا رسیدم به تو فرق می کنه واسه من چشمای تو

اره دوستت دارم من تا پای جون هر چی بخوای میدم تو پیشم بمون....

 

                                                                     اهنگ فرشته از البوم کما۲-حمید عسگری

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 14 توسط نازلی| |

صبرم دیگه سر اومده تحملم تموم شده

از بس که گریه کردمو داشتنت ارزوم شده

باعث این دوری تویی اما بازم منو ببخش

به من کاری نداشته باش هرجا که خواستی بدرخش.

نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 14 توسط نازلی| |

می خوام عاشق بشم اما تب دنیا نمیذاره

                          سر راه بهشت من درخت سیب میکاره......

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 16 توسط نازلی| |

یه سلام ساده انگار سرنوشتمو عوض کرد

نمی دونم که چی میشه تو این روزای دلسرد

تو آتیش اشتباهم بی صدا دارم می سوزم

می تونی منو ببخشی اگه یادمی هنوزم

بی تو دلگیرم و خسته بی تو ویرونم و مبهم

باورم کن که دیگه من اون من همیشه نیستم

تو که پیشمی یه دنیا عشق و شادی روبه رومه

نگو فرصتی نمونده نگو که دیگه تمومه...

                      

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 10 توسط نازلی| |

در گذشته کشاورزان ژاپنی برای آرد کردن گندم از اسب استفاده می کردند تا سنگ آسیاب را بچرخاند.

اسبها خستگی ناپذیر تمام روز را می چرخیدند به امید اینکه به هویجی که مقابل چشمانشان آویزان بود برسند و آن را بخورند .

وقتی شب میشد اسبها می توانستند آن هویج را بخورند و این درست تصویر تمدن کنونی بشر است :جان می کند به هدف خوردن و لذت بردن و دیگر هیچ!؟

نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 7 توسط نازلی| |

بازم امشب مثل هر شب تو دلت برام دعا کن

نم نمک سکوتو بشکن زیر لب خدا خدا کن

بازم امشب مثل هر شب پر کن از صدات هوامو

قرق سکوتو بشکن تازه کن ترانه هامو

واسه عاشقا دعا کن که غریب روزگارن

هفت تا آسمونه اما یه ستاره هم ندارن

واسه عاشقت دعا کن که تو کار دل نمونه

تو فقط خدا خدا کن که خدا خودش می دونه

تو فقط خدا خدا کن تو فقط خدا خدا کن

بازم امشب مثل هر شب تو  برای من دعا کن

که خدا خودش می دونه حال و روز عاشقا رو

بین عاشقا می بینه غربت دلای مارو

اونیکه واژه به واژه می شنوه نگفته هاتو

با طلوع هر ترانه بال و پر میده صداتو

تو فقط خدا خدا کن..........

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 16 توسط نازلی| |

الان دیگه کاملا مطمئنم که

           زندگی چقدر بی معنیه..

نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 14 توسط نازلی| |

و مرا در ساکت آینه ها بنگر

که چگونه باز با ته مانده های دست هایم

عمق تاریک تمام خواب ها را لمس می سازم

و دلم را خالکوبی می کنم چون لکه ای خونین

بر سعادت های معصومانه ی هستی

من پشیمان نیستم....

نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 17 توسط نازلی| |

با تو شعرام همگی رنگ بهاره

با تو هیچ چیزی دلم کم نمیاره

وقتی نیستی همه چی تیره و تاره

کاش ببخشی تو خطاهام دوباره

ای خدای مهربون دلم گرفته

از این ابر نیمه جون دلم گرفته

از زمین و اسمون دلم گرفته

اخه اشکام ببین دلم گرفته

تو خطاهام نبین دلم گرفته

تو ببخش فقط همین دلم گرفته

توی لحظه های من شیرین ترینی

واسه عشق و عاشقی تو بهترینی

کاش همیشه محرم دلم تو باشی

تو بزرگی اولین و اخرینی....

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 15 توسط نازلی| |


Design By : Night Skin